mit dem Zaunpfahl winken
کنایه زدن، غیرمستقیم اشاره کردن
Bedeutungen
1
به طور آشکار و واضح، اما نه مستقیم، به چیزی اشاره کردن یا کنایه زدن؛ طوری که مخاطب متوجه منظور شود اما نتواند به طور رسمی آن را اثبات کند.
- Er hat mir mit dem Zaunpfahl gewinkt, dass ich ihm helfen soll, aber ich habe so getan, als ob ich es nicht verstehe.او به طور غیرمستقیم به من اشاره کرد که باید کمکش کنم، اما من طوری رفتار کردم که انگار متوجه نمیشوم.
- Sie hat mir mit dem Zaunpfahl gewinkt, dass ich ihr das Buch zurückgeben soll.او به من کنایه زد که کتاب را به او برگردانم.
- Der Chef winkt mit dem Zaunpfahl, dass wir mehr arbeiten sollen, aber er sagt es nicht direkt.رئیس به طور غیرمستقیم اشاره میکند که باید بیشتر کار کنیم، اما مستقیماً نمیگوید.