mit etwas schwanger gehen
به چیزی فکر کردن، در سر پروراندن، در نظر داشتن
Bedeutungen
1
به طور غیرمستقیم یا پنهانی به چیزی فکر کردن، یا در ذهن داشتن ایدهای که هنوز قطعی نشده است.
- Er ging mit dem Gedanken schwanger, die Firma zu verlassen.او در این فکر بود که شرکت را ترک کند.
- Sie ging mit der Idee schwanger, im Ausland zu studieren.او در سر ایده تحصیل در خارج از کشور را میپروراند.
- Niemand ahnte, dass er mit solchen Plänen schwanger ging.هیچکس حدس نمیزد که او چنین نقشههایی در سر دارد.