mit seinem Latein am Ende sein
به آخر خط رسیدن، درمانده شدن، دیگر راه چارهای نداشتن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای رسیدن به نقطه پایان دانش، توانایی یا راهحلها است. فرد دیگر نمیداند چه کاری انجام دهد یا چه راهحلی پیدا کند و احساس درماندگی میکند.
- Nach stundenlanger Suche nach dem Fehler war der Mechaniker mit seinem Latein am Ende.پس از ساعتها جستجو برای یافتن خطا، مکانیک دیگر نمیدانست چه کار کند.
- Die Ärzte waren mit ihrem Latein am Ende, als der Patient auf keine Behandlung ansprach.پزشکان دیگر راه چارهای نداشتند، زیرا بیمار به هیچ درمانی پاسخ نمیداد.
- Ich habe alles versucht, um das Problem zu lösen, aber ich bin jetzt mit meinem Latein am Ende.من همه چیز را برای حل مشکل امتحان کردم، اما اکنون درمانده شدهام.