mit seinem Latein zu Ende sein
دیگر راه به جایی نبردن، درمانده شدن، عاجز شدن
Bedeutungen
1
به معنای رسیدن به پایان دانش یا توانایی خود در حل یک مشکل یا درک یک موضوع است؛ درمانده شدن و ندانستن راه چاره.
- Der Mechaniker war mit seinem Latein zu Ende, er konnte den Fehler am Auto nicht finden.مکانیک دیگر راه به جایی نبرد، او نتوانست عیب ماشین را پیدا کند.
- Nach stundenlangem Nachdenken war sie mit ihrem Latein am Ende.پس از ساعتها فکر کردن، او درمانده شد.
- Die Polizei ist mit ihrem Latein am Ende, was die Aufklärung des Falls angeht.پلیس در مورد روشن شدن پرونده، دیگر راه به جایی نمیبرد (عاجز شده است).