mit von der Partie sein
حاضر بودن، شرکت کردن، جزئی از گروه بودن
Bedeutungen
1
به معنی حضور داشتن در یک رویداد، فعالیت یا گروه و مشارکت در آن است. یعنی بخشی از جمع یا اتفاق بودن.
- Wir fahren am Wochenende in die Berge und meine Freunde sind auch mit von der Partie.ما آخر هفته به کوهستان میرویم و دوستانم هم در این برنامه حضور دارند.
- Soll ich die Einladung annehmen? Ja, sei unbedingt mit von der Partie!آیا باید دعوت را قبول کنم؟ بله، حتماً شرکت کن!
- Die ganze Familie war bei der Hochzeitsfeier mit von der Partie.تمام خانواده در جشن عروسی حضور داشتند.