mitbekommen
متوجه شدن، همراه خود دریافت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / von + Dativ
متوجه رویدادی شدن از طریق شنیدن یا دیدن ناگهانی
- Hast du mitbekommen, dass Anna schwanger ist?آیا متوجه شدی که آنا باردار است؟
- Ich habe von dem Streit nichts mitbekommen.من اصلاً متوجه آن دعوا نشدم.
2
Akkusativ
توشه، ارزش یا ویژگی را به همراه دریافت کردن
- Die Mutter hat ihm Essen für die Fahrt mitbekommen.مادر برای راه به او غذا داد که همراه ببرد.