mitbenutzen
مشترکاً استفاده کردن، با هم استفاده کردن
Beispiele
- Kann ich deine Digitalkamera ''mitbenutzen''? Ich denke, wir könnten uns dann schon auf einen Ausgleich dafür einigen.آیا میتوانم از دوربین دیجیتال تو مشترکاً استفاده کنم؟ فکر میکنم بتوانیم برای آن توافق جبرانی داشته باشیم.
- Ich wohne da nur zur Untermiete, ich ''benutze'' auch das Bad meiner Vermieterin und Zimmernachbarin ''mit''.من فقط به صورت اجارهای در آنجا زندگی میکنم، من نیز از حمام صاحبخانه و هماتاقیام مشترکاً استفاده میکنم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از چیزی به همراه دیگران یا همزمان با دیگران استفاده کردن.
- Dürfen wir Ihren Drucker mitbenutzen?آیا میتوانیم از پرینتر شما هم استفاده کنیم؟
- Die Kinder müssen sich ein Spielzeug mitbenutzen.بچهها باید یک اسباببازی را مشترکاً استفاده کنند.