فعل
فکر کردن، جوانب کار را سنجیدن، هوشیار بودن
معانی و تعاریف mitdenken:
- مشارکت فکری داشتن، همراهی فکری کردن، به فکر دیگران بودن
- پیشبینی کردن، از قبل فکر کردن (برای دیگران یا یک موقعیت)
جملات نمونه برای mitdenken:
Wie konnte das passieren? ''Denkt'' dabei ''mit!''
چطور چنین چیزی ممکن است؟ موقع کار حواستان جمع باشد (فکر کنید)!
„Umdenken heißt: Frauen ''mitdenken''[.] Gelebte Gleichberechtigung – die Anwaltschaft ist nicht so weit, wie sie sein könnte“
«تغییر نگرش یعنی: در نظر گرفتن حضور زنان[.] برابری جنسیتیِ محققشده – صنف وکالت هنوز در آن جایگاهی که میتواند باشد، قرار ندارد»
Es ist wichtig, dass alle Mitarbeiter mitdenken.
مهم است که همه کارمندان مشارکت فکری داشته باشند.