mitfahren
همراهی کردن (با وسیله نقلیه)، سوار شدن (با کسی)
Beispiele
- Lass uns doch bei Lukas ''mitfahren!بیا با لوکاس «همراه شویم»!
- Das große Entweder-oder aber bleibt: Wenn vier Personen ''mitfahren'' wollen, reicht der Kofferraum bestenfalls für ein mittelprächtiges Picknick.اما انتخاب بزرگ باقی میماند: اگر چهار نفر بخواهند «همراه شوند»، صندوق عقب در بهترین حالت برای یک پیکنیک متوسط کافی است.
Bedeutungen
1
mit + Dativ
با کسی در یک وسیله نقلیه همراه شدن یا سوار شدن.
- Möchtest du mit mir zum Bahnhof mitfahren?آیا میخواهی با من تا ایستگاه قطار بیایی؟
- Die Kinder dürfen im Auto mitfahren.بچهها اجازه دارند در ماشین سوار شوند.