mitfinanzieren
همتأمین مالی کردن
Beispiele
- Die Schwiegereltern haben das Haus ''mitfinanziert''.والدین همسر خانه را تأمین مالی کردند.
- Die EU will das Projekt nun doch nicht mehr ''mitfinanzieren''.اتحادیه اروپا دیگر نمیخواهد این پروژه را تأمین مالی کند.
- Er hat sie dann gebeten, seine teuren Freizeitaktivitäten ''mitzufinanzieren''.او سپس از آنها خواست تا فعالیتهای تفریحی گرانقیمت او را تأمین مالی کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ (Objekt)
در تأمین مالی یک پروژه، خرید یا فعالیت مشترک مشارکت کردن.
- Die Stadt wird das neue Kulturzentrum mitfinanzieren.شهر در تأمین مالی مرکز فرهنگی جدید مشارکت خواهد کرد.
- Wir müssen den Umbau des Hauses gemeinsam mitfinanzieren.ما باید بازسازی خانه را مشترکاً تأمین مالی کنیم.