mitgefangen, mitgehangen
هر که با ماست، با ماست (در دردسر)، شریک جرم، شریک عواقب
Bedeutungen
1
این اصطلاح بیانگر این است که اگر کسی در یک عمل یا موقعیت با دیگران شریک باشد، در صورت بروز مشکل یا مجازات، او نیز به همان اندازه مسئول و درگیر خواهد بود. یعنی در شادی و غم، یا در موفقیت و شکست با هم شریک هستند.
- Wenn du dich an diesem Plan beteiligst, bist du auch mitgefangen und mitgehangen, wenn etwas schiefgeht.اگر در این نقشه مشارکت کنی، وقتی چیزی اشتباه پیش برود تو هم شریک جرم خواهی بود.
- Sie wussten, dass sie mitgefangen und mitgehangen waren, als sie die Regeln brachen.آنها میدانستند که وقتی قوانین را زیر پا گذاشتند، در عواقب آن شریک خواهند بود.
- In dieser Firma gilt das Prinzip: Mitgefangen, mitgehangen.در این شرکت این اصل حاکم است: هر که با ماست، با ماست (در دردسر).