mitgegangen, mitgehangen

Aussprache: /ˈmɪtɡəˌɡaŋən ˌmɪtɡəˌhaŋən/
Worttrennung: mit·ge·gan·gen, ·mit·ge·han·gen
اصطلاح

هر که با جماعت رفت، با جماعت هم مجازات می‌شود. (اصطلاح: هر که با خربزه خورد، پای لرزش هم می‌نشیند.)

Bedeutungen

1

این ضرب‌المثل به این معنی است که اگر کسی در یک عمل یا اشتباهی شریک باشد، باید در مجازات یا پیامدهای آن نیز شریک باشد. به عبارت دیگر، مسئولیت مشترک وجود دارد.

  • Wenn du bei der Prüfung geschummelt hast, dann bist du jetzt mitgegangen, mitgehangen.اگر در امتحان تقلب کرده‌ای، پس حالا که لو رفته‌ای، باید با بقیه مجازات شوی.
  • Sie wussten, dass das illegal war, also mitgegangen, mitgehangen.آنها می‌دانستند که این کار غیرقانونی است، بنابراین اگر دستگیر شوند، با هم مجازات خواهند شد.
  • Er hat seine Freunde zur Straftat angestiftet und muss nun die Konsequenzen tragen: mitgegangen, mitgehangen.او دوستانش را به جرم تشویق کرده و اکنون باید عواقب آن را بپذیرد: هر که با جماعت رفت، با جماعت هم مجازات می‌شود.