فعل
همراهی کردن، با کسی رفتن، (با چیزی) همراه شدن/همگام شدن
معانی و تعاریف mitgehen:
- همراه کسی رفتن، کسی را همراهی کردن
- دزدیده شدن، ناپدید شدن (غیررسمی)
- موافقت کردن با چیزی، پذیرفتن (یک ایده، یک پیشنهاد)
جملات نمونه برای mitgehen:
Wir ''gingen'' mit ihnen ''mit'' zur Party.
ما با آنها به مهمانی رفتیم.
Und du ''gehst'' nicht ''mit'', wenn der dich fragt!
و تو با او نمیروی، اگر از تو بپرسد!
Bei dieser Aktion ''gehe'' ich nicht ''mit'', tut mir leid!
من با این کار همراه نمیشوم، متاسفم!