mitlaufen
همراه دویدن، همراه شدن با گروه، لحاظ شدن
Bedeutungen
1
mit + Dativ
همراه با شخص دیگری راه رفتن یا دویدن
- Der Hund läuft immer mit seinem Herrchen mit.سگ همیشه با صاحبش همراه میدود.
- Ich bin die ganze Strecke mitgelaufen.من تمام مسیر را همراه دویدم.
2
bei + Dativ
در یک فعالیت، رویداد یا گروهی شرکت کردن
- Möchtest du bei unserem Projekt mitlaufen?آیا میخواهی در پروژه ما شرکت کنی؟
- Viele Leute sind bei der Demonstration mitgelaufen.افراد زیادی در تظاهرات شرکت کردند.
3
intransitiv
لحاظ شدن ضمنی در بودجه یا همراهی کردن با یک روند
- Diese Kosten müssen im Budget mitlaufen.این هزینهها باید در بودجه لحاظ شوند.
- Das Band läuft ab jetzt mit.از الان نوار به طور همزمان ضبط میکند.