mitlaufen

Aussprache: /ˈmɪtˌlaʊ̯fn̩/
Wortzerlegung: mit·lau·fen
فعل

همراه دویدن، همراه شدن با گروه، لحاظ شدن

Bedeutungen

1 mit + Dativ

همراه با شخص دیگری راه رفتن یا دویدن

  • Der Hund läuft immer mit seinem Herrchen mit.سگ همیشه با صاحبش همراه می‌دود.
  • Ich bin die ganze Strecke mitgelaufen.من تمام مسیر را همراه دویدم.
2 bei + Dativ

در یک فعالیت، رویداد یا گروهی شرکت کردن

  • Möchtest du bei unserem Projekt mitlaufen?آیا می‌خواهی در پروژه ما شرکت کنی؟
  • Viele Leute sind bei der Demonstration mitgelaufen.افراد زیادی در تظاهرات شرکت کردند.
3 intransitiv

لحاظ شدن ضمنی در بودجه یا همراهی کردن با یک روند

  • Diese Kosten müssen im Budget mitlaufen.این هزینه‌ها باید در بودجه لحاظ شوند.
  • Das Band läuft ab jetzt mit.از الان نوار به طور هم‌زمان ضبط می‌کند.