mitlesen
همراه خواندن، پنهانی پیام خواندن، ناظر/شنونده بودن در گفتوگو
Bedeutungen
1
bei + Dativ / etwas (Akkusativ) mitlesen
همزمان با شخص دیگری از روی برگه یا کتاب او خواندن
- Darf ich auf deinem Bildschirm mitlesen?میتوانم از روی صفحه نمایش تو همراهت بخوانم؟
- Die Schüler lasen den Text leise im Buch mit.دانشآموزان متن را زیر لب همراه با کتاب میخواندند.
2
etwas (Akkusativ) mitlesen
پیامها، ایمیلها یا نامههای شخصی دیگران را پنهانی یا بدون اجازه خواندن
- Der Geheimdienst hat die Chatverläufe der Verdächtigen mitgelesen.سرویس اطلاعاتی چتهای افراد مظنون را پنهانی میخوانده است.
- Es ist unhöflich, beim Nachbarn im Bus auf dem Handy mitzulesen.این بیادبی است که در اتوبوس گوشی فرد بغلدستیات را پنهانی بخوانی.
3
intransitiv / in + Dativ mitlesen
در یک فروم، گروه آنلاین یا بحث چت، صرفاً خواننده بودن بدون ارسال پیام یا مشارکت فعال
- Ich lese in diesem Forum schon seit Monaten nur mit.من چند ماه است که در این انجمن فقط خواننده هستم (پیام نمیگذارم).
- Viele Gruppenmitglieder lesen nur mit, anstatt sich zu beteiligen.خیلی از اعضای گروه به جای مشارکت، فقط خواننده پیامها هستند.