mitgenommen
خسته، فرسوده، از پا افتاده (در مورد شخص)؛ برداشته شده، همراه برده شده (در مورد شیء)
Beispiele
- Franz macht aber einen sehr ''mitgenommenen'' Eindruck.اما فرانتس بسیار خسته و از پا افتاده به نظر میرسد.
- Deine im letzten Winter sehr ''mitgenommenen'' Schuhe entsorge bitte, ich kann sie nicht mehr sehen.لطفاً کفشهایت را که زمستان گذشته خیلی فرسوده شده بودند، دور بینداز، دیگر نمیتوانم آنها را ببینم.