mitgestalten
همکاری کردن در ساختن، مشارکت کردن در شکلدهی
Beispiele
- Die Kindergartenkinder ''gestalten'' den Tag der offenen Tür ''mit''.کودکان مهدکودک در روزِ درهای باز مشارکت میکنند.
- Die Nachbarschaft wurde eingeladen, den Park ''mitzugestalten''.از همسایگان دعوت شد تا در طراحی پارک مشارکت کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
در شکلگیری، طراحی یا سازماندهی چیزی مشارکت فعال داشتن و به آن کمک کردن.
- Jeder Mitarbeiter kann die Zukunft des Unternehmens mitgestalten.هر کارمندی میتواند آینده شرکت را همشکل دهد.
- Wir möchten unsere Umgebung aktiv mitgestalten.ما میخواهیم محیط اطرافمان را فعالانه همطراحی کنیم.