Partizip II
همزمزمه شده
معانی و تعاریف mitgesummt:
- شکل گذشته فعل 'mitzusingen' به معنی همراهی کردن با دیگران در زمزمه کردن یک ملودی یا آهنگ، اغلب در فضایی آرام و غیررسمی یا به عنوان بخشی از یک اجرا.
جملات نمونه برای mitgesummt:
Er summte leise die Melodie mit, die er im Radio gehört hatte.
او آهنگی را که در رادیو شنیده بود، آرام همراه زمزمه کرد.
Die Kinder summten die bekannte Melodie mit, während die Lehrerin sang.
کودکان در حالی که معلم میخواند، ملودی آشنا را همراه زمزمه میکردند.