mitgliederschwach
دارای اعضای کم، کمعضو
Bedeutungen
1
توصیف یک سازمان، گروه یا انجمن که تعداد کمی عضو دارد.
- Der kleine Verein ist leider sehr mitgliederschwach geworden.متأسفانه این انجمن کوچک کمعضو شده است.
- Eine mitgliederschwache Partei hat es schwer, ihre Ziele zu erreichen.یک حزب کمعضو برای رسیدن به اهدافش با مشکل مواجه است.
- Wir suchen neue Mitglieder, da wir eine zu mitgliederschwache Organisation sind.ما به دنبال اعضای جدید هستیم، زیرا سازمان ما اعضای کمی دارد.