Konjugierte Form
داشتیم با خود / همراه
معانی و تعاریف mithatten:
- در یک رویداد، فعالیت یا وضعیت خاصی حضور داشتن و بخشی از آن بودن، اغلب با اشاره به یک همراهی یا مشارکت غیرمستقیم.
جملات نمونه برای mithatten:
Er hatte bei der geheimen Besprechung nicht mitgehabt, obwohl er hätte dabei sein sollen.
او در جلسه محرمانه حضور نداشت، هرچند که میبایست آنجا میبود.
Sie hatte bei der ganzen Intrige nicht mitgehabt, was ihr später zugutekam.
او در کل این دسیسه دخیل نبود، که بعدها به نفعش تمام شد.