Konjugierte Form
همصدا شدند، همراه شدند
معانی و تعاریف mitklangen:
- شکل گذشته ساده فعل 'mitklingen' به معنی آنچه که به طور ضمنی یا غیرمستقیم در صداها، موسیقی، یا گفتار حضور داشته و احساس شده است؛ یا آنچه که تداعیکننده یا القاکننده یک مفهوم یا احساس خاص بوده است.
جملات نمونه برای mitklangen:
In den ersten Takten des Stücks klangen bereits die Hauptthemen mit.
در میزانهای ابتدایی قطعه، تمهای اصلی همراه به گوش میرسیدند.
Bei der Vorstellung des Projekts klangen Hoffnungen auf eine erfolgreiche Umsetzung mit.
در معرفی پروژه، امیدهایی برای اجرای موفق همراه به گوش میرسید.