mitkriegten

Aussprache: /mɪtˈkriːktən/
Wortzerlegung: mit·krieg·ten
Konjugierte Form

متوجه شدند، فهمیدند

Bedeutungen

1 Akkusativ

دریافت کردن یا فهمیدن اطلاعاتی که به طور غیرمستقیم یا ضمنی منتقل شده است؛ درک کردن یک موقعیت یا وضعیت.

  • Er hat nicht mitgekriegt, dass die Besprechung verschoben wurde.او متوجه نشد که جلسه به تعویق افتاده است.
  • Die Kinder kriegten nichts von den Sorgen ihrer Eltern mit.بچه‌ها از نگرانی‌های والدینشان چیزی درک نکردند.
2 Akkusativ

درک کردن یا فهمیدن یک موضوع پیچیده یا ظریف؛ دریافت کردن پیام پنهان یک ارتباط.

  • Sie hat die subtilen Andeutungen des Verhandlungspartners mitgekriegt.او کنایه‌های ظریف طرف مقابل مذاکره را درک کرد.
  • Nur wenige haben mitgekriegt, wie die Entscheidung zustande kam.تنها عده کمی متوجه شدند که تصمیم چگونه اتخاذ شد.