mitkriegten
متوجه شدند، فهمیدند
Bedeutungen
1
Akkusativ
دریافت کردن یا فهمیدن اطلاعاتی که به طور غیرمستقیم یا ضمنی منتقل شده است؛ درک کردن یک موقعیت یا وضعیت.
- Er hat nicht mitgekriegt, dass die Besprechung verschoben wurde.او متوجه نشد که جلسه به تعویق افتاده است.
- Die Kinder kriegten nichts von den Sorgen ihrer Eltern mit.بچهها از نگرانیهای والدینشان چیزی درک نکردند.
2
Akkusativ
درک کردن یا فهمیدن یک موضوع پیچیده یا ظریف؛ دریافت کردن پیام پنهان یک ارتباط.
- Sie hat die subtilen Andeutungen des Verhandlungspartners mitgekriegt.او کنایههای ظریف طرف مقابل مذاکره را درک کرد.
- Nur wenige haben mitgekriegt, wie die Entscheidung zustande kam.تنها عده کمی متوجه شدند که تصمیم چگونه اتخاذ شد.