mitliefern
همراه آوردن، ضمیمه کردن، همراه فرستادن
Beispiele
- Ich würde mir ausreichend Staubsaugerbeutel gleich mit dem Gerät ''mitliefern'' lassen.من ترجیح میدهم کیسههای جاروبرقی کافی را همراه خود دستگاه تهیه کنم.
- Der Zeuge hat uns den Täter genannt und auch das Motiv gleich ''mitgeliefert'': Eifersucht.شاهد، نام مجرم و انگیزه او را نیز بلافاصله ذکر کرد: حسادت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را همراه با چیز دیگری تحویل دادن، عرضه کردن یا فراهم کردن.
- Wir müssen die Bedienungsanleitung mitliefern.ما باید دفترچه راهنما را همراهش تحویل دهیم.
- Der Händler hat die Ersatzteile nicht mitgeliefert.فروشنده قطعات یدکی را همراهش عرضه نکرد.