mitmachten

Aussprache: /ˈmɪtˌmaxtn̩/
Wortzerlegung: mit·mach·ten
Konjugierte Form

شرکت کردند

Bedeutungen

1 bei + Dativ (در چه فعالیتی)

شرکت کردن در یک فعالیت، رویداد یا بازی همراه با دیگران، اغلب با اشتیاق و همکاری.

  • Alle Kinder machten bei dem Spiel begeistert mit.همه بچه‌ها با اشتیاق در بازی شرکت کردند.
  • Er machte bei der Diskussion bereitwillig mit und brachte seine Ideen ein.او با میل در بحث شرکت کرد و ایده‌هایش را مطرح نمود.
2 Akkusativ (مفعول مستقیم)

تحمل کردن یا پذیرفتن شرایط دشوار، دردناک یا ناخوشایند.

  • Er musste viele Entbehrungen mitmachen, um sein Ziel zu erreichen.او مجبور بود سختی‌های زیادی را تحمل کند تا به هدفش برسد.
  • Die Bevölkerung machte die harten Kriegsjahre mit.مردم سال‌های سخت جنگ را تحمل کردند.
3 mit + Dativ (با کسی همراه شدن)

همراه شدن با کسی در یک سفر یا فعالیت، اغلب به عنوان همراه یا پشتیبان.

  • Sie machte ihren kranken Freund auf der Reise mit.او دوست بیمارش را در سفر همراهی کرد.
  • Er machte bei dem gefährlichen Unterfangen nicht mit.او در آن اقدام خطرناک همراه نشد.