mitmachten
شرکت کردند
Bedeutungen
1
bei + Dativ (در چه فعالیتی)
شرکت کردن در یک فعالیت، رویداد یا بازی همراه با دیگران، اغلب با اشتیاق و همکاری.
- Alle Kinder machten bei dem Spiel begeistert mit.همه بچهها با اشتیاق در بازی شرکت کردند.
- Er machte bei der Diskussion bereitwillig mit und brachte seine Ideen ein.او با میل در بحث شرکت کرد و ایدههایش را مطرح نمود.
2
Akkusativ (مفعول مستقیم)
تحمل کردن یا پذیرفتن شرایط دشوار، دردناک یا ناخوشایند.
- Er musste viele Entbehrungen mitmachen, um sein Ziel zu erreichen.او مجبور بود سختیهای زیادی را تحمل کند تا به هدفش برسد.
- Die Bevölkerung machte die harten Kriegsjahre mit.مردم سالهای سخت جنگ را تحمل کردند.
3
mit + Dativ (با کسی همراه شدن)
همراه شدن با کسی در یک سفر یا فعالیت، اغلب به عنوان همراه یا پشتیبان.
- Sie machte ihren kranken Freund auf der Reise mit.او دوست بیمارش را در سفر همراهی کرد.
- Er machte bei dem gefährlichen Unterfangen nicht mit.او در آن اقدام خطرناک همراه نشد.