mitregieren

Aussprache: /mɪtˈreːɡiːrən/
Wortzerlegung: mit·re·gie·ren
فعل

همراه حکومت کردن، در حکومت شریک بودن

Beispiele

  • Die Grünen wollen auch im Bund ''mitregieren''.سبزها می‌خواهند در سطح فدرال نیز "همراه حکومت کنند".
  • Die Opposition hat die Möglichkeit bei zustimmungspflichtigen Gesetzen über die Länderkammer ''mitzuregieren''.اپوزیسیون این امکان را دارد که در قوانین نیازمند تأیید از طریق مجلس ایالتی "در حکومت شریک باشد".
  • Die Königin ''regierte'' als Vormund des sechzehnjährigen Königs ''mit''.ملکه به عنوان قیم پادشاه شانزده ساله "همراه" او "حکومت" کرد.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

در اداره یک کشور یا سازمان مشارکت داشتن، بخشی از دولت بودن

  • Die kleine Partei konnte zum ersten Mal mitregieren.حزب کوچک برای اولین بار توانست در حکومت شرکت کند.
  • Nach den Wahlen wird entschieden, welche Parteien mitregieren dürfen.پس از انتخابات تصمیم گرفته می‌شود که کدام احزاب اجازه حکومت مشترک را دارند.