mitreissen
با خود بردن/کشاندن، مجذوب کردن، به هیجان آوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به شدت تحت تأثیر قرار دادن و او را به مشارکت یا هیجان واداشتن
- Seine Begeisterung riss alle Zuhörer mit.اشتیاق او همه شنوندگان را مجذوب خود کرد.
- Der Redner konnte die Menge mit seinen Worten mitreißen.سخنران توانست جمعیت را با کلماتش به هیجان آورد.
2
Akkusativ
چیزی را با خود بردن یا از جای خود کندن (معمولاً با نیروی زیاد)
- Die Flut riss das kleine Haus mit sich.سیل خانه کوچک را با خود برد.
- Der Sturm hat einige Bäume mitgerissen.طوفان چند درخت را از ریشه کند.