فعل
همخوانی کردن، همراه آواز خواندن
معانی و تعاریف mitsingen:
- همراه با دیگران آواز خواندن.
جملات نمونه برای mitsingen:
Ich denke schon, dass ich Spass daran hätte, im Chor ''mitzusingen''.
فکر میکنم از همخوانی کردن در گروه کُر لذت میبردم.
Sie ''sang'' immer laut ''mit'', wenn eine von Hanks Balladen im Radio kam.
او همیشه با صدای بلند همراه آواز میخواند، وقتی یکی از ترانههای هنک در رادیو پخش میشد.
Alle Kinder haben begeistert mitgesungen.
همه بچهها با اشتیاق همخوانی کردند.