mitspielen
همبازی شدن، همراهی کردن، یاری کردن (شرایط)
Bedeutungen
1
(ohne Objekt) / bei + Dativ
همراه با دیگران در یک بازی یا ورزش شرکت کردن
- Darf ich bei eurer Mannschaft mitspielen?میتوانم در تیم شما همبازی شوم (بازی کنم)؟
- Alle Kinder haben begeistert mitgespielt.همه کودکان با اشتیاق همراهی و بازی کردند.
2
(ohne Objekt)
همکاری کردن، همراهی کردن عوامل یا شرایط (مثلاً آبوهوا یا شانس)
- Wir können einen Ausflug machen, wenn das Wetter mitspielt.اگر هوا یاری کند (همراهی کند)، میتوانیم به گردش برویم.
- Bei diesem Plan müssen alle Abteilungen mitspielen.در این طرح، تمام بخشها باید همکاری داشته باشند.