mitspielen

Aussprache: /ˈmɪtˌʃpiːlən/
Wortzerlegung: mit·spie·len
فعل

همبازی شدن، همراهی کردن، یاری کردن (شرایط)

Bedeutungen

1 (ohne Objekt) / bei + Dativ

همراه با دیگران در یک بازی یا ورزش شرکت کردن

  • Darf ich bei eurer Mannschaft mitspielen?می‌توانم در تیم شما همبازی شوم (بازی کنم)؟
  • Alle Kinder haben begeistert mitgespielt.همه کودکان با اشتیاق همراهی و بازی کردند.
2 (ohne Objekt)

همکاری کردن، همراهی کردن عوامل یا شرایط (مثلاً آب‌وهوا یا شانس)

  • Wir können einen Ausflug machen, wenn das Wetter mitspielt.اگر هوا یاری کند (همراهی کند)، می‌توانیم به گردش برویم.
  • Bei diesem Plan müssen alle Abteilungen mitspielen.در این طرح، تمام بخش‌ها باید همکاری داشته باشند.