صفت
مربوط به آلمان مرکزی؛ (در زبانشناسی) آلمانی میانه (گویشهای آلمانی که بین آلمانی سفلا و علیا قرار دارند و فقط تا حدی تحت تأثیر جابجایی آوایی دوم قرار گرفتهاند)
جملات نمونه برای mitteldeutsch:
Anders als wir lange vermutet haben, blieb die Kenntnis davon weit über dieses Datum hinaus in der Bevölkerung lebendig, was nicht nur durch die Sehnsucht der (Nord-)Deutschen und Österreicher bis tief ins 20. Jahrhundert hinein belegt ist, sich wiederzuvereinigen, sondern erst jüngst, bei der Neugründung der ''mitteldeutschen'' Bundesländer, auf völlig unvorhergesehene Weise bekräftigt wurde.
برخلاف آنچه مدتها گمان میکردیم، آگاهی از آن بسیار فراتر از این تاریخ در میان مردم زنده ماند، که نه تنها با اشتیاق (شمالیهای) آلمان و اتریشیها تا عمق قرن بیستم برای اتحاد مجدد اثبات میشود، بلکه اخیراً، در زمان تأسیس مجدد ایالتهای فدرال ''آلمان میانه''، به شکلی کاملاً غیرمنتظره تأیید شد.