mittelgroß
متوسط (اندازه)
Bedeutungen
1
اندازهای که نه کوچک است و نه بزرگ، بلکه در حد وسط قرار دارد.
- Ich brauche eine mittelgroße Pizza für uns beide.من یک پیتزای متوسط برای هر دوی ما لازم دارم.
- Er hat einen mittelgroßen Hund, der sehr freundlich ist.او یک سگ متوسط دارد که بسیار دوستانه است.
- Die mittelgroße Stadt hat viele historische Gebäude.این شهر متوسط ساختمانهای تاریخی زیادی دارد.