mittragen
در حمل چیزی شریک بودن، پذیرفتن (تصمیم/مسئولیت)، سهیم شدن در هزینه
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) mittragen
بار یا شیء سنگینی را مشترکاً با اشخاص دیگر حمل کردن
- Wir mussten den schweren Tisch zu dritt mittragen.ما مجبور بودیم میز سنگین را سه نفری حمل کنیم.
- Könntest du bitte diese Kiste mittragen?ممکن است لطفاً این جعبه را با من حمل کنی؟
2
etwas (Entscheidung/Verantwortung) (Akkusativ) mittragen
تصمیم، مسئولیت، خطمشی یا پیامدهای کاری را پذیرفتن و از آن پشتیبانی کردن
- Die gesamte Partei muss die Entscheidung des Vorstands mittragen.تمام حزب باید تصمیم هیئت مدیره را بپذیرد و از آن حمایت کند.
- Er war bereit, die Konsequenzen seiner Handlungen mitzutragen.او آماده بود که پیامدهای اعمالش را تحمل کرده و بپذیرد.
3
Kosten/Risiko (Akkusativ) mittragen
در پرداخت هزینهها یا مخارج مالی پروژهای سهیم بودن و کمک کردن
- Viele Bürger tragen die Kosten des Projekts mit.بسیاری از شهروندان در هزینههای پروژه سهیم هستند.
- Die Fimen tragen das finanzielle Risiko gemeinsam mit.شرکتها ریسک مالی را به صورت مشترک بر عهده میگیرند.