mittragen

Aussprache: /ˈmɪtˌtʁaːɡn̩/
Wortzerlegung: mit·tra·gen
فعل

در حمل چیزی شریک بودن، پذیرفتن (تصمیم/مسئولیت)، سهیم شدن در هزینه

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) mittragen

بار یا شیء سنگینی را مشترکاً با اشخاص دیگر حمل کردن

  • Wir mussten den schweren Tisch zu dritt mittragen.ما مجبور بودیم میز سنگین را سه نفری حمل کنیم.
  • Könntest du bitte diese Kiste mittragen?ممکن است لطفاً این جعبه را با من حمل کنی؟
2 etwas (Entscheidung/Verantwortung) (Akkusativ) mittragen

تصمیم، مسئولیت، خط‌مشی یا پیامدهای کاری را پذیرفتن و از آن پشتیبانی کردن

  • Die gesamte Partei muss die Entscheidung des Vorstands mittragen.تمام حزب باید تصمیم هیئت مدیره را بپذیرد و از آن حمایت کند.
  • Er war bereit, die Konsequenzen seiner Handlungen mitzutragen.او آماده بود که پیامدهای اعمالش را تحمل کرده و بپذیرد.
3 Kosten/Risiko (Akkusativ) mittragen

در پرداخت هزینه‌ها یا مخارج مالی پروژه‌ای سهیم بودن و کمک کردن

  • Viele Bürger tragen die Kosten des Projekts mit.بسیاری از شهروندان در هزینه‌های پروژه سهیم هستند.
  • Die Fimen tragen das finanzielle Risiko gemeinsam mit.شرکت‌ها ریسک مالی را به صورت مشترک بر عهده می‌گیرند.