mitverfolgen

Aussprache: /ˌmɪtfɛɐ̯ˈfɔlɡn̩/
Wortzerlegung: mit·ver·fol·gen
فعل

همراهی کردن در پیگیری، دنبال کردن همراه دیگران

Beispiele

  • Sie haben zusammen mit der Polizei den Täter ''mitverfolgt''.آنها همراه با پلیس سارق را دنبال کردند.
  • Die Suche nach verlorenem Fluggepäck können Reisende neuerdings via Internet live ''mitverfolgen''.مسافران اکنون می‌توانند جستجو برای چمدان گمشده را به صورت زنده از طریق اینترنت دنبال کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

همراه با دیگران یا به طور مداوم چیزی را دنبال کردن یا پیگیری کردن (مثلاً یک رویداد، یک بحث).

  • Wir haben die Nachrichten über die Wahlen genau mitverfolgt.ما اخبار مربوط به انتخابات را با دقت دنبال کردیم.
  • Viele Menschen mitverfolgen die Entwicklung der Pandemie mit Sorge.بسیاری از مردم با نگرانی تحولات پاندمی را پیگیری می‌کنند.