mitwirken
همکاری کردن، مشارکت کردن، سهیم بودن
Beispiele
- Er ''wirkt'' bei dem Erarbeiten des Romans ''mit.او در نگارش رمان همکاری میکند.
- Mit vierzehn ''wirkte'' Einstein auch bei Hauskonzerten ''mit.اینشتین در چهارده سالگی نیز در کنسرتهای خانگی مشارکت داشت.
Bedeutungen
1
an + Dativ
در چیزی شرکت کردن، سهم داشتن یا کمک کردن به انجام کاری.
- Er hat aktiv an dem Projekt mitgewirkt.او فعالانه در این پروژه مشارکت کرده است.
- Viele Freiwillige wirkten an der Organisation des Festes mit.بسیاری از داوطلبان در سازماندهی جشن همکاری کردند.
2
in + Dativ
در یک نمایش، فیلم یا رویداد هنری نقش داشتن یا شرکت کردن.
- Die Schauspielerin wirkte in mehreren Filmen mit.این بازیگر در چندین فیلم نقشآفرینی کرده است.
- Er hat in einem Theaterstück mitgewirkt.او در یک نمایش تئاتر شرکت داشته است.