mitwirken

Aussprache: /ˈmɪtˌvɪʁkn̩/
Wortzerlegung: mit·wir·ken
فعل

همکاری کردن، مشارکت کردن، سهیم بودن

Beispiele

  • Er ''wirkt'' bei dem Erarbeiten des Romans ''mit.او در نگارش رمان همکاری می‌کند.
  • Mit vierzehn ''wirkte'' Einstein auch bei Hauskonzerten ''mit.اینشتین در چهارده سالگی نیز در کنسرت‌های خانگی مشارکت داشت.

Bedeutungen

1 an + Dativ

در چیزی شرکت کردن، سهم داشتن یا کمک کردن به انجام کاری.

  • Er hat aktiv an dem Projekt mitgewirkt.او فعالانه در این پروژه مشارکت کرده است.
  • Viele Freiwillige wirkten an der Organisation des Festes mit.بسیاری از داوطلبان در سازماندهی جشن همکاری کردند.
2 in + Dativ

در یک نمایش، فیلم یا رویداد هنری نقش داشتن یا شرکت کردن.

  • Die Schauspielerin wirkte in mehreren Filmen mit.این بازیگر در چندین فیلم نقش‌آفرینی کرده است.
  • Er hat in einem Theaterstück mitgewirkt.او در یک نمایش تئاتر شرکت داشته است.