فعل
خواستن همراه بودن
معانی و تعاریف mitwollen:
- تمایل داشتن به همراهی کردن یا شرکت کردن در کاری.
جملات نمونه برای mitwollen:
Du musst dich beeilen, wenn du ''mitwillst''!
باید عجله کنی اگر میخواهی بیایی!
Ach, ich hätt schon ''mitgewollt'', aber mich hat ja keiner gefragt.
آه، من هم میخواستم بیایم، اما کسی از من نپرسید.
Halt! Ich ''will mit''! Wartet!
صبر کن! من میخواهم بیایم! منتظر باشید!