Konjugierte Form
شستن با هم، کمک کردن در شستن (گذشته ساده فعل mitwaschen - جمع)
معانی و تعاریف mitwuschen:
- کسی را در شستن لباسها یا ظروف همراهی کردن یا به او کمک کردن.
- کسی را در یک فعالیت، عمل یا حتی یک جرم شریک کردن یا درگیر کردن.
جملات نمونه برای mitwuschen:
Könntest du mir bitte beim Wäschewaschen mitwaschen, damit wir schneller fertig sind?
میتوانی لطفاً در شستن لباسها به من کمک کنی تا زودتر کارمان تمام شود؟
Sie bat ihren Bruder, sie beim Abwaschen mitzuwaschen, da sie müde war.
او از برادرش خواست که در شستن ظرفها او را همراهی کند، زیرا خسته بود.
Man versuchte, ihn in die Machenschaften der Organisation mitzuwaschen, doch er lehnte ab.
تلاش کردند او را در معاملات سازمان شریک کنند، اما او امتناع ورزید.