mitzukönnen

Aussprache: /ˌmɪttsuːˈkœnən/
Worttrennung: mit·zu·kön·nen
Erweiterter Infinitiv

توانستن همراه شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم)

بیان توانایی یا امکان همراهی کردن در یک موقعیت، اغلب در جملات مرکب یا با ساختارهای خاص که نیاز به شکل مصدری دارند.

  • Es ist bedauerlich, dass er nicht die Möglichkeit hat, mitzukönnen, da seine Anwesenheit sehr geschätzt worden wäre.مایه تأسف است که او امکان همراهی کردن را ندارد، زیرا حضور او بسیار ارزشمند بود.
  • Sie bedauerte es zutiefst, nicht mitzukönnen, obwohl sie sich darauf gefreut hatte.او عمیقاً از اینکه نمی‌توانست همراهی کند ابراز تأسف کرد، هرچند که مشتاقانه منتظر آن بود.