mitzumögen
مایل بودن به همراهی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
بیان تمایل یا علاقه به همراهی کردن در یک فعالیت یا رویداد، در ساختارهای مصدری که نیاز به این شکل فعل دارند.
- Es ist ihm ein Anliegen, mitzumögen, um die Gemeinschaft zu stärken.همراهی کردن برای او اهمیت دارد تا جامعه را تقویت کند.
- Sie hat den Wunsch geäußert, bei diesem Projekt mitzumögen, um ihre Fähigkeiten einzubringen.او تمایل خود را برای همراهی در این پروژه ابراز کرده است تا مهارتهای خود را به کار گیرد.