mitzumögen

Aussprache: /ˈmɪtt͡suːˌmøːɡn̩/
Worttrennung: mitz·u·mö·gen
Erweiterter Infinitiv

مایل بودن به همراهی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم)

بیان تمایل یا علاقه به همراهی کردن در یک فعالیت یا رویداد، در ساختارهای مصدری که نیاز به این شکل فعل دارند.

  • Es ist ihm ein Anliegen, mitzumögen, um die Gemeinschaft zu stärken.همراهی کردن برای او اهمیت دارد تا جامعه را تقویت کند.
  • Sie hat den Wunsch geäußert, bei diesem Projekt mitzumögen, um ihre Fähigkeiten einzubringen.او تمایل خود را برای همراهی در این پروژه ابراز کرده است تا مهارت‌های خود را به کار گیرد.