mitzusegeln
همراه با (کشتی) بادبانی حرکت کردن، (مجازی) همراه با جریانی پیش رفتن
Bedeutungen
1
(intransitiv)
با کسی یا گروهی دیگر با قایق بادبانی سفر کردن یا همراه شدن.
- Wir konnten eine Woche lang mit den Freunden auf dem Mittelmeer mitsegeln.ما توانستیم یک هفته با دوستان در دریای مدیترانه قایقرانی کنیم.
- Er hat angeboten, dass wir auf seinem Boot mitsegeln können.او پیشنهاد داد که میتوانیم با قایقش همراه شویم.
2
(intransitiv)
(مجازی) بدون هدف خاصی همراه با جریان حرکت کردن.
- Er lässt sich im Leben einfach nur mitsegeln, ohne eigene Pläne zu haben.او در زندگی فقط خود را به جریان میسپارد، بدون اینکه برنامههای خودش را داشته باشد.
- Manchmal ist es schön, einfach nur mitzusegeln und die Dinge geschehen zu lassen.گاهی اوقات خوب است که فقط همراه جریان باشی و اجازه دهی اتفاقات بیفتند.