mitzusegeln

Aussprache: /ˌmɪttsuːˈzeːɡəln/
Wortzerlegung: mit·zu·se·geln
Erweiterter Infinitiv

همراه با (کشتی) بادبانی حرکت کردن، (مجازی) همراه با جریانی پیش رفتن

Bedeutungen

1 (intransitiv)

با کسی یا گروهی دیگر با قایق بادبانی سفر کردن یا همراه شدن.

  • Wir konnten eine Woche lang mit den Freunden auf dem Mittelmeer mitsegeln.ما توانستیم یک هفته با دوستان در دریای مدیترانه قایقرانی کنیم.
  • Er hat angeboten, dass wir auf seinem Boot mitsegeln können.او پیشنهاد داد که می‌توانیم با قایقش همراه شویم.
2 (intransitiv)

(مجازی) بدون هدف خاصی همراه با جریان حرکت کردن.

  • Er lässt sich im Leben einfach nur mitsegeln, ohne eigene Pläne zu haben.او در زندگی فقط خود را به جریان می‌سپارد، بدون اینکه برنامه‌های خودش را داشته باشد.
  • Manchmal ist es schön, einfach nur mitzusegeln und die Dinge geschehen zu lassen.گاهی اوقات خوب است که فقط همراه جریان باشی و اجازه دهی اتفاقات بیفتند.