mitzuzählen
(کسی را) به حساب آوردن، (چیزی را) شمردن (همراه با دیگران)
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را در شمارش کلی لحاظ کردن، به طوری که جزو مجموعه مورد نظر محسوب شود.
- Bei der Berechnung der Gesamtkosten müssen wir auch die versteckten Gebühren mitzählen.در محاسبه هزینههای کلی، باید هزینههای پنهان را نیز در شمارش لحاظ کنیم.
- Er bestand darauf, dass seine Beiträge zur Projektfinanzierung mitgezählt werden.او اصرار داشت که سهم او در تأمین مالی پروژه جزو حساب آورده شود.
2
Akkusativ
در یک شمارش یا ارزیابی، فرد یا عاملی را که در ابتدا نادیده گرفته شده بود، اضافه کردن و در نظر گرفتن.
- Nachdem die unerwarteten Erfolge bekannt wurden, musste man die bisherigen Prognosen revidieren und die neuen Faktoren mitzählen.پس از مشخص شدن موفقیتهای غیرمنتظره، لازم بود پیشبینیهای قبلی بازنگری شده و عوامل جدید در شمارش لحاظ شوند.
- Die Analysten begannen, die Auswirkungen des Klimawandels in ihre ökonomischen Modelle mitzuzählen.تحلیلگران شروع به لحاظ کردن تأثیرات تغییرات اقلیمی در مدلهای اقتصادی خود کردند.