فعل
مخلوط کردن، ترکیب کردن (مخصوصاً نوشیدنی)
معانی و تعاریف mixen:
- چند ماده یا عنصر مختلف را با هم ترکیب کردن
جملات نمونه برای mixen:
Er quirlte, rührte und ''mixte'' / und fand eine Pille, doch eine verflixte: …
او هم زد، مخلوط کرد و ترکیب کرد / و یک قرص پیدا کرد، اما یک قرص لعنتی...
Kannst du mir einen Cocktail mixen?
میتوانی برایم یک کوکتل مخلوط کنی؟
Sie mixt gerne verschiedene Gewürze für ihre Gerichte.
او دوست دارد ادویههای مختلف را برای غذاهایش مخلوط کند.