mobil
سیار، متحرک، فعال و سرپا
Beispiele
- Die Anforderungen des Arbeitsmarktes zwingen viele Menschen, ''mobil'' zu sein.نیازمندیهای بازار کار بسیاری از انسانها را مجبور میکند که تحرک داشته باشند و سیار باشند.
- Die alte Dame aus dem zweiten Stock ist die ''mobilste'' Frau ihrer Altersklasse, die man sich denken kann.پیرزن طبقه دوم متحرکترین و سرپاترین زنی در رده سنی خود است که میتوان تصور کرد.
- Es reicht nicht sich nur körperlich fit zu halten, wenn man auch geistig jung und ''mobil'' bleiben will.این که آدم فقط از نظر جسمی خودش را آماده نگه دارد کافی نیست، اگر بخواهد از نظر ذهنی هم جوان و پویا بماند.
- Sie ist eine kleine quicklebendige und ''mobile'' Person und man muss schon sehr früh aufstehen, wenn man ihr das Wasser reichen will.او شخصیتی بسیار سرزنده و فرز است و آدم باید خیلی زود از خواب بیدار شود اگر بخواهد با او رقابت کند.