mobilisieren
بسیج کردن، فراخواندن
Beispiele
- [Schlagzeile:] Ecuador und Venezuela ''mobilisieren'' Truppen an der Grenze zu Kolumbienاکوادور و ونزوئلا نیروها را در مرز کلمبیا "بسیج میکنند".
Bedeutungen
1
Akkusativ
بسیج کردن، جمعآوری و آماده کردن افراد یا منابع برای یک هدف خاص.
- Die Regierung mobilisierte die Bevölkerung für den Katastrophenschutz.دولت مردم را برای مقابله با بلایای طبیعی بسیج کرد.
- Er mobilisierte all seine Kräfte, um die Aufgabe zu bewältigen.او تمام توان خود را برای انجام دادن وظیفه بسیج کرد.
2
Akkusativ
چیزی را متحرک کردن، فعال کردن (مثلاً یک مفصل یا مکانیزم دفاعی).
- Der Physiotherapeut mobilisierte das steife Gelenk.فیزیوتراپیست مفصل خشک شده را متحرک کرد.
- Der Körper mobilisiert Abwehrkräfte gegen Infektionen.بدن نیروهای دفاعی را در برابر عفونتها فعال میکند.