mobilmachen

Aussprache: /moˈbiːlˌmaxən/
Wortzerlegung: mo·bil·ma·chen
فعل

بسیج کردن (نیروها)؛ معترض/فعال کردن مردم؛ مجهز و آماده شدن

Beispiele

  • Das Reich machte mobil und erklärte den Krieg.امپراتوری نیروها را بسیج کرد و اعلام جنگ داد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

نیروهای نظامی یا منابع را برای جنگ یا شرایط بحرانی بسیج کردن.

  • Das Land musste seine Armee mobilmachen.کشور مجبور شد ارتش خود را بسیج کند.
  • Im Krieg wurden alle verbleibenden Kräfte mobilgemacht.در جنگ تمام نیروهای باقی‌مانده بسیج شدند.
2 gegen / für + Akkusativ

گروهی از مردم یا جامعه را علیه یا له موضوعی به حرکت درآوردن و فعال کردن.

  • Die Bürgerinitiative macht gegen den Bau der Autobahn mobil.جنبش شهروندی علیه ساخت اتوبان مردم را بسیج می‌کند.
  • Die Gewerkschaft macht für höhere Löhne mobil.سندیکا برای دستمزدهای بالاتر نیروها را فعال می‌کند.
3 sich + für + Akkusativ

خود را برای چالش یا کاری سخت آماده و مجهز کردن (sich mobilmachen).

  • Er machte sich für die schwierige Prüfung mobil.او خود را برای امتحان دشوار آماده و مجهز کرد.
  • Die Sportler machten sich für den Wettkampf mobil.ورزشکاران خود را برای مسابقه آماده و فعال کردند.