mitmögen
تمایل به همراهی داشتن، دوست داشتن به رفتن با دیگران
Bedeutungen
1
intransitiv (mag + mit)
مایل بودن یا دوست داشتن برای همراهی کردن با دیگران یا شرکت در یک برنامه
- Er mag nicht mit zu solchen Partys.او دوست ندارد به چنین مهمانیهایی بیاید.
- Magst du mit ins Kino kommen?دوست داری با ما به سینما بیایی؟