modeln
مانکن شدن، مدل شدن، ژست گرفتن
Beispiele
- Sie ''modelt'' in ihrer Freizeit.او در اوقات فراغت خود مانکن میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ (transitiv), intransitiv
به چیزی شکل یا فرم خاصی دادن، قالبگیری کردن، یا به عنوان مدل کار کردن.
- Der Bildhauer modelt den Ton zu einer Figur.مجسمهساز گل را به شکل یک پیکره درمیآورد.
- Sie modelt gerne Kleidung für ihre Puppen.او دوست دارد برای عروسکهایش لباس مدلسازی کند.
2
intransitiv
به عنوان مدل (برای لباس، هنر و غیره) کار کردن.
- Sie hat früher für verschiedene Designer gemodelt.او قبلاً برای طراحان مختلف مدلینگ میکرد.
- Er träumt davon, in Paris zu modeln.او رویای مدلینگ در پاریس را در سر دارد.