modeln

Aussprache: /ˈmoːdl̩n/
Wortzerlegung: mo·deln
فعل

مانکن شدن، مدل شدن، ژست گرفتن

Beispiele

  • Sie ''modelt'' in ihrer Freizeit.او در اوقات فراغت خود مانکن می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ (transitiv), intransitiv

به چیزی شکل یا فرم خاصی دادن، قالب‌گیری کردن، یا به عنوان مدل کار کردن.

  • Der Bildhauer modelt den Ton zu einer Figur.مجسمه‌ساز گل را به شکل یک پیکره درمی‌آورد.
  • Sie modelt gerne Kleidung für ihre Puppen.او دوست دارد برای عروسک‌هایش لباس مدل‌سازی کند.
2 intransitiv

به عنوان مدل (برای لباس، هنر و غیره) کار کردن.

  • Sie hat früher für verschiedene Designer gemodelt.او قبلاً برای طراحان مختلف مدلینگ می‌کرد.
  • Er träumt davon, in Paris zu modeln.او رویای مدلینگ در پاریس را در سر دارد.