moderieren
اجرا کردن (برنامه تلویزیونی)، میزبانی کردن (مناظره)، تعدیل کردن (خشم)
Beispiele
- Der nächste Contest finde in Rom statt, der Papst müsse ''moderieren''.مسابقه بعدی در رم برگزار میشود، پاپ باید "اجرا کند".
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک بحث، برنامه تلویزیونی یا رویداد را هدایت و مدیریت کردن به عنوان مجری یا گرداننده
- Sie moderiert die Diskussionsrunde.او میزگرد را اداره میکند.
- Wer wird die nächste Sendung moderieren?چه کسی برنامه بعدی را اجرا خواهد کرد؟
2
Akkusativ
در یک اختلاف یا فرآیند، نقش میانجی یا تسهیلکننده را ایفا کردن برای رسیدن به توافق یا نتیجه
- Der Berater soll den Konflikt zwischen den Parteien moderieren.مشاور باید درگیری بین طرفین را میانجیگری کند.
- Er moderierte den Prozess der Entscheidungsfindung.او روند تصمیمگیری را تسهیل کرد.