moderieren

Aussprache: /modəˈriːrən/
Wortzerlegung: mo·de·rie·ren
فعل

اجرا کردن (برنامه تلویزیونی)، میزبانی کردن (مناظره)، تعدیل کردن (خشم)

Beispiele

  • Der nächste Contest finde in Rom statt, der Papst müsse ''moderieren''.مسابقه بعدی در رم برگزار می‌شود، پاپ باید "اجرا کند".

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک بحث، برنامه تلویزیونی یا رویداد را هدایت و مدیریت کردن به عنوان مجری یا گرداننده

  • Sie moderiert die Diskussionsrunde.او میزگرد را اداره می‌کند.
  • Wer wird die nächste Sendung moderieren?چه کسی برنامه بعدی را اجرا خواهد کرد؟
2 Akkusativ

در یک اختلاف یا فرآیند، نقش میانجی یا تسهیل‌کننده را ایفا کردن برای رسیدن به توافق یا نتیجه

  • Der Berater soll den Konflikt zwischen den Parteien moderieren.مشاور باید درگیری بین طرفین را میانجی‌گری کند.
  • Er moderierte den Prozess der Entscheidungsfindung.او روند تصمیم‌گیری را تسهیل کرد.