modulieren
تغییر دادن، مدوله کردن، تنظیم کردن
Beispiele
- Puffärmel an Blusen wirkten wie aufgeblasen, die knielangen Röcke ''modulieren'' Hüftpartie und Oberschenkel.آستینپفیها روی بلوزها طوری به نظر میرسیدند که انگار باد شدهاند، دامنهای تا زانو نواحی باسن و ران را فرم میدهند و تعدیل میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک نوسان را تغییر دادن (مثلاً فرکانس، دامنه) (در تکنیک)
- Der Sender moduliert das Signal.فرستنده سیگنال را مدوله میکند.
- Man kann die Stimme modulieren, um verschiedene Effekte zu erzielen.میتوان صدا را برای دستیابی به جلوههای مختلف تعدیل کرد.
2
intransitiv / Akkusativ (eine Tonart)
گام را تغییر دادن (در موسیقی)
- Der Komponist moduliert geschickt von Dur nach Moll.آهنگساز ماهرانه از ماژور به مینور مدوله میکند.
- Er modulierte die Melodie in eine andere Tonart.او ملودی را به گام دیگری تغییر داد.