monochromatisch
تکرنگ، تکموج
Bedeutungen
1
شامل یا متشکل از یک رنگ واحد یا یک طول موج نور واحد؛ در فیزیک و هنر کاربرد دارد.
- Das Bild wurde in monochromatischem Licht aufgenommen.تصویر در نور تکرنگ گرفته شد.
- Ein Laserstrahl ist nahezu monochromatisch.پرتو لیزر تقریباً تکموج است.
- Die Ausstellung zeigte viele monochromatische Gemälde.این نمایشگاه نقاشیهای تکرنگ زیادی را به نمایش گذاشت.