فعل
مونوگرام زدن (حک کردن حروف اول نام)
معانی و تعاریف monogrammieren:
- حروف اول نام و نام خانوادگی را روی چیزی (مثلاً لباس یا حوله) حک کردن یا دوختن
جملات نمونه برای monogrammieren:
„Waltraud Bethke rät in ihrem edlen Hamburger Schreibwarengeschäft grundsätzlich: "Nur schlicht und einfach, nicht laut und plakativ" sollte das Monogramm etwa auf der Kappe eines Montblanc sein. Die wenigsten halten sich daran. Ihr "Brot- und Buttergeschäft" ist es, günstige Füller zu ''monogrammieren,'' zunehmend gebe es auch Kunden, die Gästebücher, Schreibblocks, Radiergummis und sogar Büroklammern mit den eigenen Buchstaben verziert sehen möchten.“
«والترود بتکه در فروشگاه لوازمالتحریر اشرافی خود در هامبورگ اصولی توصیه میکند: "فقط ساده و بیآلایش، نه پر سر و صدا و خودنما" باید مونوگرام مثلاً روی درپوش یک خودنویس مونبلان باشد. کمتر کسی به آن پایبند است. "کسب و کار اصلی" او، مونوگرام زدن روی خودنویسهای ارزان است، به طور فزایندهای مشتریانی هم هستند که میخواهند دفترهای مهمان، دفترچههای یادداشت، پاککنها و حتی گیرههای کاغذ را با حروف خود تزئین کنند.»
Sie ließ ihre Handtücher mit ihren Initialen monogrammieren.
او حولههایش را با حروف اول نامش منوگرام کرد.
Das Hemd wurde speziell für ihn monogrammiert.
این پیراهن به طور خاص برای او منوگرام شده بود.